وبلاگ شهيد عباس بابايي
عباس عزیز، پروازت طواف بی پایانی بود بر کعبه عشق

عيد سعيد فطر مبارك

[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 15:58 ] [ امير حسين واشيان ]
توپ جمع كن فروتن...


خاطره از: خانم خراسانی و پدرشان آقای عین اله خراسانی
پدر من یکی از افسران نیروی هوایی ارتش بود . یک روز ایشان خیلی ناراحت به منزل آمد. وقتی از وی دلیل ناراحتیش را پرسیدیم، گفت: چند روز پیش که با همکاران دیگر مشغول بازی والیبال بودیم، مردی به ما نزدیک شد و به دیدن بازی ما مشغول شد. بعد از مدتی آن مرد از ما خواست که با ما بازی کند ولی چون تیم نفر اضافه نمیخواست، درخواست او را رد کردیم. آن مرد هم با فروتنی لبخند زد و چیزی نگفت و در کنار زمین به تماشا ایستاد. هر از گاهی هم توپ جمع کن ما میشد.
امروز که به سر کار رفتم، در محل آشیانه هواپیماهای جنگی مشغول تعمیر یک هواپیما بودم، مردی که چند روز پیش در زمین والیبال از ما درخواست بازی کرده بود و ما زیاد اهمیت به او نداده بودیم را دیدم و متوجه شدم آن مرد کسی جز تیمسار بابایی معاونت عملیات نیروی نیروی هوایی نبوده و من با دیدن ایشان شرمنده شدم اما آن بزرگوار با لبخند و گفتن خسته نباشید و خوش و بش نمودن با ما برخورد نمود و رفتار آن روز من و دوستانم در بازی والیبال را به روی خود نیاورد و صحبتی ننمود.
من چهره ی مهربان ایشان را هیچ وقت فراموش نمیکنم. یک روز که من توی آسانسور گیر کرده بودم، ایشان در را باز کرد و من را که دختر بچه کوچکی بودم، با مهربانی نجات داد. من هر زمان که سریال شوق پرواز را میبینم بی اختیار اشک میریزم. یادم می آید وقتی ایشان شهید شد، پدر ومادرم خیلی گریه کردند. پدر هنوز که هنوز است از تواضع آن شهید می گوید. روحشان شاد و یادشان گرامی.



منبع:سايت رسمی شهید عبّاس بابایی

[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 23:33 ] [ امير حسين واشيان ]
بسم الله الرحمن الرحیم
خاطره ای از آقای عظیم دربند سری
شاید بتوان گفت آقای عظیم دربند سری یکی از قدیمی ترین دوستان شهید عباس بابایی باشد. سابقه این دوستی از سال ۴۸ شروع و تا هنگام شهادت آن بزرگوار ادامه داشت.
                                                           ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 13:25 ] [ امير حسين واشيان ]
سید حکمت قاضی میرسعید در کتابی با عنوان «مردان آسمان» به زندگینامه و نحوه شهادت تمامی شهیدان خلبان در سال‌های دفاع مقدس می‌پردازد. به گفته وی این کتاب می‌تواند مرجع معتبری برای استفاده محققان، پژوهشگران و علاقمندان علوم و فنون هوایی باشد.

کتاب «مردان آسمان» مرجع معتبر محققان علوم هوایی می‌شود


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 13:22 ] [ امير حسين واشيان ]
بسم تعالی

شهید بابائی درشرایطی به فرماندهی پایگاه منصوب شد که یک جوان ۳۱ ساله بود . و نه دوره دافوس طی کرده بود (دافوس دوره ای است درارتش که افراد قبل از ارتقا به درجه امیری جهت فرماندهی تیپ و لشگر یا پایگاه طی می کنند) ونه تجربه فرماندهی داشت. وهمچنین زمانی بود که رئیس جمهور، به دلیل داشتن مسئولیت جانشینی فرمانده کل قوا نفوذ زیادی درنیروی های نظامی وانتظامی که عبارت بود از ارتش و ژاندارمری و شهربانی داشت . 


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 14:12 ] [ امير حسين واشيان ]

ويژه نامه هاي سايت شهد بابايي

وبلاگ وسايت نويسان شهيد بابايي تقديم مي كنند

                           

http://www.shahid-babaei.com/ravayateparvaz/

 روايت پرواز

  http://shahid-babaei.com/asemani/

حافظ آسمان    


                                           

[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 13:58 ] [ امير حسين واشيان ]


 از زبان آقای محمدحسین صادق زاده

در سال ۱۳۶۵ مسئولیت دفتر هماهنگی قرارگاه رعد در امیدیه را به عهده داشتم. شهید بابائی فرمانده قرارگاه

بود و سرهنگ صدیق فرماندهی وقت نیروی هوائی را به عهده داشت. بعد ازمؤفقیت چشمگیر نیروی هوایی

درچند عملیات از جمله والفجر ۸ وکربلای ۵، مشخص شد در سیستم فرماندهی نیروی هوایی اشکالاتی وجود

دارد. 

چرا به جای شهید بابائی، شهید ستاری فرمانده نیروی هوایی شد؟

 


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 13:4 ] [ امير حسين واشيان ]
درآن زمان بین دولتمردان بحث برسر جلوگیری ازهدررفتن بیت المال بود. دراین بین بودند افرادی که ناآگاهانه ویا آگاهانه خواسته آمریکا را مطرح می کردند. این افراد با ظاهری عوام فریبانه (ریش رانمی تراشیدند وچهارکلام عربی یاد گرفته بودند، وخود را انقلابی معرفی میکردند واز بی‌اطلاعی دیگران سوء استفاده کرده وطرفداران واقعی انقلاب را کنارمی زدند). به دلیل نوپا بودن انقلاب، امکان تشخیص افراد انقلابی ازافراد انقلابی نما وجود نداشت. هرکه میکروفون را می دید و یا دوربین تلویزیون جلویش می‌رفت یک نظر می‌داد، یکی طرح انحلال ارتش را سرمی داد، دیگری پیشنهاد تشکیل ارتش خلقی را می داد.

تلاش شهید بابایی برای عدم فروش هواپیمای اف۱۴


ادامه مطلب
[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 15:40 ] [ امير حسين واشيان ]

تاسیس دانشکده پرواز

برگرفته از وبلاگ جناب آقای محمدحسین صادق زاده

دنباله مجموعه خاطرات اینجانب محمدحسین صادق زاده از شهیدبابائی همانگونه که

درپست های قبل اشاره کردم، شهید بابائی علی رغم مخالفت های گوناگون از طرف

مخالفین و حسودان و کسانی که منافع شان به واسطه نوع مدیریت ایشان به خطرافتاده

بود، همچنان با اقتدار و زیرکی که مخصوص یک فرد مؤمن هست به انجام وظیفه که

همانا پیشبرد اهداف انقلاب به صورت قطع وابستگی به شرق و غرب بود می پرداخت .

ایشان جوانی بودند که در ۳۱سالگی بدون طی نمودن دوره فرماندهی و ستاد به سمت

فرماندهی پایگاه منصوب شده بود، بعداز گذشت یکسال و نیم پس از حل کردن قسمتی

از مشکلات پایگاه، دست به اقدام جسورانه دیگری زد که کهنه کارهای وقت نیروی هوائی

جرأت نام بردنش را نداشتند. و آن اقدام به استخدام جوان ایرانی جهت آموزش خلبانی

مدرن ترین هواپیمای وقت جهان، توسط معلم ایرانی بود. این تصمیم از دید متخصصین امر

پرواز به حدی غیر ممکن بود که همه آنها را شوکه کرد و خبرش مثل یک بمب صدا کرد. به دنبال این مسئله عکس العمل های گوناگون بروز کرد. از قبیل این که در ایران امکان 

آموزش خلبانی مثل هواپیمای اف-۱۴ توسط یک ایرانی وجود ندارد. ولی او مصمم بودکه

این امر محال را به مانند سوخت گیری اف-۱۴ درشب(مراجعه شود به مطلب: شهید

بابایی شیرمرد آسمان) و همچنین جلوگیری از فروش هواپیما اف-۱۴ انجام دهد. با این

تفاوت که مدیران انقلاب به شهید بابائی و حرف او اعتماد داشتند و وقتی می گفت می

شود حتما می شد و نتیجه اش تاسیس دانشکده پرواز درپایگاه هشتم شکاری در

اصفهان است.


ادامه مطلب
[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 15:36 ] [ امير حسين واشيان ]

یادواره ای پرغم ( سرهنگ ترابی )
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

روبه صفتان زشت خو را نکشند 
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس
مردار بود هر آن که او را نکشند

ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 23:21 ] [ امير حسين واشيان ]
شهيد بابایی از نگاه همسرشان...

اشک همه پهنای صورتش را گرفته بود. نمی خواستم لحظه رفتنم ، لحظه جدا شدنمان تلخ شود

 

 

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 23:15 ] [ امير حسين واشيان ]

شهیدعباس بابایی، بزرگ مردی که در مکتب شهادت پرورش یافت مجاهدی که زهد و تقوایش بسان دریایی خروشان بود و هر لحظه از زندگانیش موج ها در برداشت. مرد وارسته ای که سراسر وجودش عشق و از خودگذشتگی و کرامت بود، رزمنده ای که دلاور میدان جنگ بود و مبارزی سترگ با نفس اماره ی خویش. از آن زمان که خود را شناخت کوشید تا جز در جهت خشنودی حق تعالی گام برندارد. به راستی او گمنام، اما آشنای همه بود. از آن روستاییِ ساده دل، تا آن خلبان دلیر و بی باک.

 




ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 23:3 ] [ امير حسين واشيان ]
[ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 22:48 ] [ امير حسين واشيان ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ
آرشيو مطالب